ابراهيم عاملي ( موثق )

173

تفسير عاملي ( فارسي )

گفت يا ربّ امّت او كن مرا در طفيل همّت او كن مرا تفسير صافى : در كتاب خصال از پيغمبر ( ص ) روايت شده است : خداوند با موسى صد و بيست و چهار هزار كلمه سخن گفت ، در مدّت سه شبانه روز كه در اين مدّت نه خورد و نه نوشيد ، و حلاوت آن سخنان او را طورى مجذوب كرده بود كه چون برگشت و سخن بنى اسرائيل را شنيد ، ناراحت شد و بر آنها خشم گرفت ، و در كتاب توحيد از امام موسى كاظم ( ع ) در دنباله ى حديثى نقل شده است : موسى بنى - اسرائيل را برد بطور سينا و در پاى كوه بگذاشت و خود بطور رفت و مسئلت كرد كه خدا با او سخن بگويد بطورى كه آنها در پائين كوه بشنوند ، چون سخن گفتن آغاز شد ، بنى اسرائيل از شش جانب جلو و عقب و راست و چپ و بالا و پائين آواز ميشنيدند ، براى اينكه خداوند در درخت سخنى ايجاد كرد كه به چهار طرف و بالا و پائين پراكنده ميشد . و از حضرت علىّ امير المؤمنين ( ع ) نقل شده است كه در پاسخ مردى فرمود : سخن خدا يك جور نيست ، يك دسته آن است كه با پيغمبر گفته شده است ، دسته ى ديگر آن كه در دل آنها افكنده است ، باز سوّمى رؤيائى است كه در خواب به آنها حقايق را نشان ميدهند ، و همه ى اينها وحى است و شايسته ى قرائت و كلام خدا است . عبده : ما را نميرسد در چگونگى سخن گفتن خدا با موسى بحث كنيم چون از حدود فهم ما دور است . « لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّه حُجَّةٌ » 165 مجمع : از اين جمله استفاده مى - شود كه هر كس از ظهور پيغمبر ( ص ) بى خبر باشد و احكام دين به او ابلاغ نشده باشد معذور است و مسئول پيرو دين نيست . در جواب اين مطلب گفته‌اند : عقل و خرد انسان درك مىكند كه بايستى خداپرست باشد و ديندار ، و گر نه دليلى بر درستى دعواى پيغمبران در دست نيست و ممكن است پس از تبليغ پيغمبر هم كسى ادّعا كند كه من نتوانستم گفتار پيغمبر را تصديق كنم پس در مخالفت با او معذورم و اگر بايد پيغمبر براى پذيرفتن دين باشد پس ديگرى بايد معرّف باشد تا